بی تعارف بیاتو
از ما در تلگرام حمایت کنید
دوشنبه 24 تیر 1392 :: نویسنده : م*ر*ی*م ن*ف*س

یه مرد شیر فروشی بوده که به شیراش آب قاطی میکرده و به خلق الناس میفروخته!

یه روز یه سیل میاد که بر اثر اون تمام خونه و زندگی و دام و زمینهاشو از بین میبره.

رو میکنه به پسرشو میگه نمیدونم این سیل دیگه از کجا پیداش شد؟!

پسرش میگه:پدر! این همون آبهایی که تو شیرها قاطی میکردی که کم کم جمع شده و به صورت سیل به سراغت اومده.





نوع مطلب : باحال باحاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 شهریور 1396 03:51 ب.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd certainly donate to this excellent blog!
I guess for now i'll settle for book-marking and adding your RSS feed
to my Google account. I look forward to fresh updates and will talk about
this site with my Facebook group. Talk soon!
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:12 ق.ظ
Hey there! Would you mind if I share your blog with my zynga group?

There's a lot of people that I think would really appreciate your content.
Please let me know. Thank you
شنبه 14 مرداد 1396 07:05 ق.ظ
Hey there! Someone in my Myspace group shared this site with us so I came to take a look.
I'm definitely loving the information. I'm bookmarking and
will be tweeting this to my followers! Excellent blog and terrific style and design.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:23 ق.ظ
Your means of telling the whole thing in this piece of writing is really nice, every
one can easily be aware of it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده
شاید گلی بروید
مانند گلی که در بهار روییده
پس به نام زندگی
هرگز مگو هرگز

مدیر وبلاگ : م*ر*ی*م ن*ف*س
نویسندگان
نظرسنجی
خواننده مورده علافتون انتخاب کنید...













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دریافت همین آهنگ